![]() |
![]() |
|
|
سلام ....خوب هستين؟ اولا بايد يك تبريك صميمانه به مسئولين دانشگاه پيام نور بگم كه انقدر كارهاشون رو برنامه و اصوله. براتون بگم من و مهسا شنبه رفتيم انقلاب براي خريد كتاب. هيچكدوم از كتابفروشيها كتابهايي رو كه براي دانشگاه ميخواستم نداشتن..... الان يه هفته است دارم زنگ ميزنم به نمايندگي فروش كتاب پيام نور.هي امروز و فردا ميكنه.... ديگه آخرش امروز بهم گفت تا دو سه هفته ديگه خبري نيست.. خدايي من بايد چيكار كنم؟ اونقت ميگن چرا جووناي ما همه بيسوادن و از اين حرفا.... دلم ميسوزه واسه اون 50000 تومن كه براي ثبت نام دادم... ديگه بگم براتون از اوضاع هفتهاي كه گذشت... زياد سرحال نبودم... انگار يه چيزي گم كردم...روز چهارشنبه عروسي دعوت بوديم.... پنجشنبه و جمعه هم به بطالت گذشت... كلاس ورزش و مهموني خونه مامانبزرگ...راستي جاتون خالي ديروز ديروز كيك شكلاتي پخته بودم...البته از اين پودرهاي آماده بود... ولي زحمت داشت ديگه؟ نداشت؟ خدمتتون عرض كنم من ماشاله 5تا دايي دارم با يه خاله... خاله كه ميگم يه چيزي تو مايههاي خاله خانوما قديم اين شغلي كه الان دارم يه جورايي خالهام پارتي بازي كرده... به خاطر همين فكر ميكنه بايد هميشه نسبت به همهچي من نظر بده... از حجاب گرفته تا طرز صحبت ...حتي طرز خنده...براي همين هم هميشه با هم كنتاك داريم خب ديگه ببخشيد سرتونو درد آوردم... يه خورده دلم خنك شد... خدايا همه رو به راه راست هدايت فرما و به اون دسته بندههات كه فكر ميكنن خودشون كاملن و حق دخالت تو زندگي همه رو دارن يه جورايي بفهمون كارشون اشتباهه... راستي اينم بگم سيزدهبدر خالهام يه فال گرفت از يه دست فروش ... توش نوشته بود به كار و زندگي اطرافيانت دخالت نكن... اونم از قول حافظ... به خدا راست ميگم... باور ميكنين؟ فعلا باي.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/24ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط صبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اينجا ميخوام از روزمرگيهام بنويسم. حرفهایی که تو دلم مونده و به کسی نمیتونم بگم رو میخوام اینجا با شما دوستان دنیای مجازی در میون بذارم.اگه به نظرتون نوشته هام سطحیه به بزرگواری خودتون ببخشید. . . . بس كه ديوار دلم كوتاه است هركه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و ميگذرد... . . . امروز اولین روز از فرصتهای باقیمانده است. هیچوقت برای یک تصمیم خوب دیر نیست. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|